تبليغاتX
ساربان عشق

تولد تولد تولدت مبارک

         تولدت مبارک              ۲۵/۷  

تولد تولد تولدت مبارک بیا شمعا رو فوت کن تا 100 سال زنده باش

                                 

 

تولد ۱۸ سالگیتو بهت تبریک میگم و امیدوارم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰زنده بمونی برام و نمی دونی چه حالی دارم که تولدته  خدایش اینقدر خوشحالم که نمی تونم حسمو بهت برسونم فقط اینو بدون که دوست داشتم ، دامو ، خواهم داشت

(با چشمهای گریان)

 

 

 

اینم هدیه من به تو اگه البته قابل بدونی

 

 

 


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 12:28 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به عشق خودم که خودش میدونه یعد از اون نمیخوام چراغ روشن باشه رو زمین

عشق یعنی...!

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچویوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من دریا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 11:27 موضوع | لینک ثابت


نمیدانم تا کدامین طلوع زنده ام

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست  


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 11:21 موضوع | لینک ثابت


نمیدونم چی بنویسم

خواب ناز بودم شبی   

                دیدم کسی در میزند

                          در را گشودم روی او

                                     دیدم غم است در میزند

   ای دوستان بی وفا

             از غم بیاموزید وفا.....

                       غم با همه بیگانگی

                                   هر شب به من سر میزند


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 11:18 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به همه دوستان

 شمع میدونی دم مرگ به پروانه چه گفت: گفت:

 ای عاشق دیوانه فراموش شوی

سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت:

طولی نکشد تو نیز خاموش شوی


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 10:52 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به همه عاشقا

دل گمراه من چه خواهد كرد

با بهاري كه ميرسد از راه ؟

يا نياز ي كه  رنگ ميگيرد

در تن شاخه هاي خشك و سيا ه ؟

 

دل گمراه من چه خواهد كرد ؟

با نسيمي كه مي تراود از آن

بوي عشق كبوتر وحشي

نفس عطر هاي سر گردان

 

لب من از ترانه ميسوزد

سينه ام عا شقا نه ميسوزد

پو ستم مي شكافد از هيجان

پيكرم از جوا نه ميسوزد

 

هر زمان موج ميزنم در خو يش

مي روم ميروم به جايي به دور 

بوته ي گر گرفته ي خورشيد

سر راهم نشسته در تب نور

 

من زشرم شكوفه لبريزم

يار من كيست ، اي بهار سپيد ؟

گر نبو سد در اين بهار مرا

يار من نيست اي بهار سپيد

 

د شت بي تاب شبنم آلوده

چه كسي را به خويش مي خو اند؟

 سبزه ها لحظه اي خموش ، خموش

 آنكه يار من ا ست مي داند !

 

آسمان ميدود ز خويش بير ون

 ديگر او در جهان نمي گنجد

آه ، گويي كه اينهمه "آبي "

در دل آسمان نمي گنجد

 

در بهار او ز  ياد  خواهد برد

سردي و ظلمت زمستان را

مي نهد روي گيسوانم باز

تاج گلپونه هاي سوزان را

 

اي بهار ، اي بهار افسونگر

من سراپا خيال او شده ام

در جنون تو رفته ام از خويش

شعر و فرياد و آرزو شده ام

 

مي خزم همچو مار تبداري

بر علفهاي خيس تازه ي سرد

آه با اين خروش و اين طغيان

دل گمراه من چه خواهد كرد


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 20:12 موضوع | لینک ثابت


دل شکسته

 

 

چشم : زمانی زییاست که برای اشک باشد

اشک : زمانی زیباست که برای عشق باشد

 عشق : زمانی زیباست که برای تو باشد

وتو : زمانی زیبایی که برای من باشی

 

 

**************************************************** 

ای گل تازه

ای گل تازه که بویی زوفا نیست تورا

خبراز سرزنش خار جفا نیست تورا

ما اسیر غم اسلا غم ما نیست تورا

تا اسیر غم خود رحم چرا نیست

جان من سنگ دلی

دل به تو دادن غلط است

رفتن و لاس زکوی تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم

دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد

هرچه کردی تو به من هیچ ستم کاری نکرد

بشنفد و مکن قصد دلازاری خویش

ورنه بسیار پشیمان شی از کردۀ خویش

 

 


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 17:41 موضوع | لینک ثابت


شب،

شب كه ميشه تو كوچه ي غم

اشك من ميشه ستاره

من،

چشمامو به ابرا ميدم

آسمون بارون ميباره

ميخونم،

آخ كه ديگه فرنگيس

عشق تو داغونم كرد

به كي بگم كه چشمات

توغصه زندونم كرد

دلم شده ديوونه

خدا خودش ميدونه

كوچه دلش مي گيره

سكوتشو مي شكنه

پنجره ها با فرياد

مي گن كي باز ميخونه


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 16:9 موضوع | لینک ثابت


از عشق هر چه رسد نیکوست

شب مستی را بهانه کردم تا صبح گريستم

 تا کسی نداند من عاشق کيستم
هرگز نديدم بر لبی لبخنده زيبای تو را

 هرگز نميگيرد کسی در قلبم جای تو را


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 0:52 موضوع | لینک ثابت


وقتی که عاشقم شدی پاییز بودو خنک بود

تو آسمون آرزوت هزارتا باد بادک بود

تنگ بلوری دلت درست مث دل من

کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود

من دوست دارم ولی چه کنم که

باورررررررررررم نداری؟


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 20:38 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 ساعت 14:9 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 ساعت 14:8 موضوع | لینک ثابت


ترانه به خدا دیونتم


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت


ازغریبی تاآشنایی يک لبخند                    از جدايي تادوستی يک قدم

نامه های عاشقانه


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 22:24 موضوع | لینک ثابت


ترانه این عکسم به خاطر

تو زدم چون دوسش داشتی


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 22:21 موضوع | لینک ثابت


گرفتار سنگینیه سکوتی

هستم که گویا قبل از هر

فریادی لازم است


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 16:36 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به میلاد عزیز


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 16:5 موضوع | لینک ثابت


برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني

 آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد

 مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک

شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از

شکستن يک قلب هم ساده تره ولي من

مي ندار

ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو

 بخند تا من برات بميرم ويسم .. ...من ...

 مي نويسم دوست دار


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 21:3 موضوع | لینک ثابت


دلم برات تنگ شده جونم
میخوام ببینمت نمیتونم
بین ما دیوارهای سنگی
فاصله یک عمر میدونم
بغض ترانمو شکستم
میخوام بگم عاشقت هستم
توعین ناباوری یک شب
خالی گذاشتی هردودستم
توبودی تمام هستی ومستی وراستی وتمام قصه من
توبودی سنگ صبورم ونگاه دورمو لبهای بسته ی من
نیمه شب از خوابم پامیشم
نیستی پیشم نیستی پیشم
بازدیوونه میشم دوریه تو
تیشه زد به ریشم نیستی پیشم
بی صدااز من خالی میشم
همصدابابی بالی میشم
گونه هام خیس از شبنم غم نیستی پیشم
توبودی تمام هستی ومستی وراستی وتمام قصه من
توبودی سنگ صبورم ونگاه دورمو لبهای بسته ی من


 

نوشته شده توسط مصطفی جهل تیکه و با همکاریه پسر تنها در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 20:6 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting